تبليغاتX
شاهد بازاری
در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود - کاین شاهد بازاری وآن پرده نشین باشد

کدامین معیار؟

مساله عدم خشونت با توجه به فضای امروزین  جهان ، گفتمان غالب نبوده و دغدغه عده اي اندك است .  براي شناخت عدم خشونت و شيوه هاي آن نياز به بررسي آراء و نظريات افراديست كه اين شيوه را انتخاب كرده اند و در اين ميان بدون ترديد مهاتما گاندي به عنوان فردي كه عدم خشونت را به عنوان راه حل به اجرا گذاشت داراي اهميت بسيار مي باشد.

هم اکنون در كشور ما درباره عدم خشونت به طور عام و درباره گاندی به طور خاص منابع چندانی وجود ندارد و از كتابهايي كه نوشته خود گاندي هستند نیز چیز زیادی به فارسی برگردانده نشده و اگر هم نمونه ای یافت شود در مورد شيوه زندگي او است. اما با این تفاسیر ،كتاب " همه مردم برادرند " جزء معدود كتابهايي است كه از گاندي در ايران و توسط انتشارات اميركبير چاپ شده است.

"همه مردم برادرند" مشتمل بر 12 بخش مي باشد و هر كدام از اين فصول راجع به مسائل مبتلابه انسان عصر جدید است و البته با نشان دادن راهكار هايي كه شيوه عدم خشونت در هر زمینه ارائه داده است .

 شايد بتوان گفت مهمترين فصل اين كتاب بخش "اهيمسا" يا "راه عدم خشونت" است كه در پاره هايي كوتاه در مورد ماهیت عدم خشونت توضيح داده است . در اين بخش گاندي توضيح مي دهد كه بر خلاف آنچه تصور مي شود عدم خشونت قرابتي با بزدلي ، ترس و جبن ندارد :

" نظريه عدم خشونت من ، هرگز نمي پذيرد كه از مقابله با خطرات بگريزيم و عزيزان خود را بلا دفاع رها كنيم . ميان اعمال خشونت و گريز بزدلانه ، مسلما من خشونت را بر بزدلي ترجيح مي دهم . همچنان كه نمي توانم به يك كور مادر زاد لذت تماشاي منظره اي زيبا را بفهمانم موعظه من درباره عدم خشونت براي يك ترسوي بزدل هم بي اثر است .

عدم خشونت اوج شهامت و قله دليري است با تجارب شخصي كه حاصل كرده ام ثابت كردن برتري عدم خشونت به كساني كه با زور و خشونت پرورش يافته بودند ، برايم مشكل نبوده است . من خود زماني ترسو بودم و تا وقتي مي ترسيدم به زور و خشونت متوسل مي شدم  . فقط از موقعي كه بر ترس خود چيره شدم به ارزش عدم خشونت متوجه گشتم " .

در ادامه گاندي متذكر مي شود كه خشونت را نمي توان به صورت كامل از جهان حذف كرد ولي مي توان و بايد خشونت را تا حدي كه امكان دارد كنترل كرد . او معتقد است كه خشونت بر دو نوع است ؛ خشونت اجتناب پذير و خشونت اجتناب ناپذير .

"در زندگي غير ممكن است كه بتوان به طور كامل از خشونت اجتناب ورزيد " .

اكنون یک پرسش بنيادين مطرح مي شود كه خط ميان اين دو نوع خشونت مورد نظر گاندی كجاست و چگونه بايد اين دو را از هم متمايز كرد ؟ كدام معيار ،حجيت بيشتري نسبت به ساير معيارها دارد و اين اعتبار را چگونه كسب كرده است ؟

اينها سوالاتي است كه بايد با گفت و گو و تعمق بیشتر پيرامون آنها سعي كرد تا راه حلي عملي و مناسب براي آن یافت، شايد بتوان خشونت هاي عريان و پوشان که دنیای پیرامون ما را در بر گرفته است؛ به تدريج زدود .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم بهمن 1383ساعت 6:20 بعد از ظهر  توسط شاهدبازاری  | 

درباره كتاب «درآمدى بر تاريخ نگارى انقلاب اسلامى»*
درآمدى بر تاريخ نگارى ايدئولوژيك
«يكى از مشكلات بسيار مهم تاريخ نگارى انقلاب اسلامى نگاه جانبدارانه به تاريخ است. وقتى كه ما تاريخ را از اين دريچه نگاه مى كنيم، ترجيحات مصلحتى و منفعتى پيش مى آيد، بدين معنا كه آنچه با معيار هاى ما يا با معيار هاى ما موافق هستند، برگرفته مى شوند. بنابراين تاريخ را آنچه كه مى پسنديم، مى نويسيم، نه آنچنان كه هست، يعنى تاريخ آنچنان كه وفق ايدئولوژى ما و پندار هاى ما است، نوشته مى شود. به همين علت كسانى كه به صورتى غيرعلمى به تاريخ نگاه مى كنند، مى آيند و تاريخ را به قد و قامت فكر خودشان و منافع خودشان مى  دوزند. چون اصولاً يكى از ويژگى هاى ايدئولوژى اين است كه مبين منافع افراد و گروه هاى خاصى از جامعه است. و چنين است كه پس از وقوع انقلابات، تاريخ گذشته از نو نوشته مى شود و جالب تر اينكه حتى بعد از پيروزى يك انقلاب هم تاريخ خود آن انقلاب توسط نيرو هاى انقلاب دوباره نويسى مى شود. اين در واقع اولين نتيجه مواجهه ايدئولوژيكى با انقلاب است، يعنى تاريخ را آنچنان كه ايدئولوژى روز مى پسندد، مى نويسد، نه آنچنان كه هست. در نتيجه وقتى كه هر چيزى در جاى خود قرار نگرفت و مثلاً نگاه هاى ايدئولوژيك متولى تاريخ نگارى انقلاب شدند آن وقت است كه تاريخ هم حلال و حرام پيدا مى كند.»متن كامل -  PDF
* این کتاب پیش از انتشار به"جدلهای تاریخی"تغییر نام داد
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم بهمن 1383ساعت 9:3 بعد از ظهر  توسط شاهدبازاری  | 

جدل پیرامون جمهوری اسلامی

سخنان رهبران و پيشگامان انقلاب ايران در روزهاي آتشين بهمن ۵۷ پيرامون حكومت آينده از مواردي است كه مرور دوباره بر آنها خالي از لطف نيست . در نوشتار زير علاوه بر بررسي وقايع ۱۸ بهمن ماه ۵۷به مواضع انقلابيون و منتقدان ومخالفان آنها پیرامون مساله "جمهوری اسلامی" مروري شده است .

متن كامل

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم بهمن 1383ساعت 6:44 بعد از ظهر  توسط شاهدبازاری  | 

طالقانی در امتداد تاریخ

دستانش را به پشتش زده، عبایش را در پشتش جمع نموده  و قدم زنان در کوچه پس کوچه های گلیرد قدم می زند اینبار ناراحت نیست ، غمزده و نگران از رفتار انقلابیون؛ فرزندانش، انان که به رفتارآِینده شان برای این  مرز و بوم دل بسته بود، نیست، ...

من و تو نسل سوم انقلاب، اورا نمی شناسیم، هیچ از اونشنیده ایم ،انان که روزی در مسجد هدایت با او بودند، مهر سکوت بر لب زده اند، یا بنا به مصلحت  سخن نمی گویند ویا انکه به دنبال انند که او را یکسر از خود بدانند و مجال نمی یابند و این بار من و تو، نسل سومی که بیشتر از همیشه به مانند اواحتیاج داریم، نه از بابت بت که معلم در همیشه تاریخ احتیاج هست، پدر، پدری که  بتوانیم بر روش او، نصایح او و... تکیه کنیم ، هنوز صدایش در گوشها طنین افکن هست، " انبیا بالاتر از مسئله قسط بالاتر از مسئله اقتصاد، مساله آزادی بشر را مطرح کرده اند."

صدایش هنوز جاریست " بچه ها هنوز به سن تکلیف و رشد نرسیده اند،پیرمردها هم وظایف خودشان را انجام داده اند، پس تمام مشکلات و تکالیف یک اجتماع  به عهده جوان است" بیایید اورا دریابیم، سخنان اودر نفی خشونت هنوز برای بزرگانمان حسرتی به دنبال دارد، حسرتی که دهه شصت و جنگ را پیامد ان می دانند، هنوز هم می توان او را شناخت، هنوز دیر نشده....

متن کامل

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم بهمن 1383ساعت 6:32 بعد از ظهر  توسط شاهدبازاری  | 

حق دیگر بودن

سی ام ژانویه سالروز ترور بنیانگذار بزرگترین دموکراسی در جهان است ، سالروز ترور فردی که جنبش عدم خشونت با نام او پیوند خورده ، سالروز کشته شدن پدر استقلال کشور هزار مذهب ، هند؛ مهاتما گاندی . سی ام ژانویه شخصی از جهان چشم فرو می بندد که قرن ما بیش از هر زمانی به او نیازمند است ، نه به شخص او بلکه به سلوک رفتاری و مبارزه او . قرن بیستم به گفته آیزایا برلین هولناک ترین دوره تاریخی بشر بوده است . در قرون گذشته چنین جنگهای خانمانسوز و کشتار های عقیدتی – مذهبی را شاهد نبوده ایم و از طرفی ایدئولوژی های مدرن و ویرانگری که کوره های آدم سوزی واردوگاه های کار اجباری را بوجود آورند و باعث جان باختن میلیونها انسان بی گناه شدند . گناه آنان این بود که که از نژاد دیگری بودند ویا نوعی دیگر می اندیشیدن و به طور عام جرمشان این بود که دیگر بودن . در چنین قرنی فردی مانند گاندی روش مبارزه ای را برگزید که لازم نبود دیگری از میان برود تا او پیروز باشد. گاندی به علت آنکه حاضر شده بود مسلمانان حکومتی مستقل از هند تشکیل بدهند توسط یک هندوی متعصب ترور شد و در این هنگام هم با لبخندی ، زانو زده برای او دعا کرد وهمین مشی و مکتب باعث شد که نخست وزیر هند ( جواهر لعل نهرو) و پسر گاندی به دنبال آن باشند که قاتل وی اعدام نشود . آری جهان ما نیاز به اندیشه های گاندی دارد . جهانی که بیش از هر زمان دیگر خشونت و خشونت ورزی توسط حاکمیتها تئوریزه می شود ، وچه نامیمون همدیگر را پوشش می دهند . جامعه ما بسیار نیازمند اندیشه گاندی است ، جامعه ای که از هابیلی و قابیلی دیدن افراد یسیار ضربه خورده است و بیش از آن از تز معروف " هر که با ما نیست بر ماست " ما باید تمرین کنیم تا دیگری را با هرعقیده و نظری که دارد بپذیریم و این گفته ولتر به روسو را فراموش نکنیم که : " حاضرم جانم را بدهم تا تو سخن بگویی " . شاید بتوان گفت مهمترین وظیفه ما در این زمان ترویج اندیشه عدم خشونت است . زیرا همان طور که پل ریکور می گوید : " اگر عدم خشونت رسالت عده ای است ، باید به صورت تکلیفی برای همگان به شمار آید ، برای کسی که آن را دیده و دیگر به آن نمی نگرد ، عدم خشونت می خواهد سرا پا کنش باشد ، می خواهد تاریخ بسازد " .

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم بهمن 1383ساعت 9:41 بعد از ظهر  توسط شاهدبازاری  | 

ما چرا اینجا هستیم ؟ و چرا بخش با ارزشی( حداقل برا ی خودمان) از دانسته ها و روزمره های مان را برای دیگران به اشتراک می گذاریم... دفترچه های خاطرات که روزگاری توی هفت تا بقچه ته پستو پنهان بودند امروز با یک کلیک قابل دستیابی شده اند ، با قابلیت جستجو(search) و پیام گذاشتن) (comment برای نویسنده... دنیای بزرگ ارتباطات و فنآوری اطلاعات مرزهای حریم شخصی را تا حدی عقب برده اند که انسانها با " میل" و علاقه، خصوصی ترین دلنوشته های خود را با نام و بی نام برای دیگران بازگو می کنند. این تمایل به خصوص در جوامعی مثل ما مشهود تر است . اورکات و یاهومسنجر بزرگترین کانال ارتباطی ما با هم شده است . می گوییم، می خندیم، فریاد می زنیم و گاهی ، فقط گاهی! ، به هر کس که فکر کنیم مزاحم ماست بد و بیراه می گوییم . از طریق همین کابلهای کند و سوهان روح تلفن و اینترنت صلواتی که از صدقه سری ترکیه و کویت داریم دور هم جمع می شویم و خلا پر ناشدنی نهادهای مدنی را که مدتهاست رنج نبودنشان برایمان ملموس تر شده است به دوش می کشیم تمام محنت تنبل بودنمان در کارهای جمعی را وقتی با علاقه ایمیل می زنیم  و کلیک میکنیم از یاد
می بریم . در حالی که برای اعتراض به دستمزد پایین و نامناسب بودن ساعت کاریمان پنج نفرپشت هم نمی ایستند برای گستاخی یک موسسه آمریکایی به حریم های ملی مان،  شصت هزار بار کلیک می کنیم ایمیل می زنم و در وبلاگهایمان بد وبیراه نثارعربها می کنیم اما دریغ از یک حرکت و تجمع مثلا جلوی سفارت همین کشورهای جغله عربی دراعتراض به سیاستهای خصمانه شان بر علیه ملت و دولت ایران!

حضور ما هم در اینجا خالی از این همه سستی که شاید دراین جایگاه جبران شود نیست. هرچند مطمئن نیستم که از فرط مدگرایی که یک روز گیتار، روز دیگر مدل خاصی از ریش و دگربار معلم خصوصی زبان مد می شود ما نیزدر دام پر نیرنگ "وبلاگ دار"بودن نیافتاده باشیم؛ اما حسی در ما زنده است ؛ ما روزنامه را دوست داشتیم  چه میگویم ! ما روزنامه را دوست داریم و روزنامه نگار بودن را و هر رسانه مکتوبی را هر کتابی را که در آن ترانه سبز نواخته شود تقدیس می کنیم اما... ناچار چیزهایی را که هزار باربیش از اینترنت دوست داریم کمتر میتوانیم برایشان قصیده هایمان را بگوییم ، ما از سر ناچاری در این بیغوله مجازی سکنی گزیده ایم تا شاید روزی مثل قدیمترها به جای اینترنت، کتاب لااقل "مد" شود...

+ نوشته شده در  شنبه دهم بهمن 1383ساعت 11:13 بعد از ظهر  توسط شاهدبازاری  |