چند روزيست كه سرگرم خواندن " متا فيزيك چيست ؟ " هايدگر هستم با ترجمه دكتر سياوش جمادي كه اصلي ترين كتاب هايدگر يعني " هستي و زمان " را نيز در دست ترجمه دارد البته هر دو اين كتاب ها را از آلماني ترجمه كرده است . كتاب بسيار سختيست و با مقدمه مفصلي از خود جمادي كه بسيار مفيد است . قسمت كوتاهي از مقدمه اين كتاب را قصد دارم بنويسم كه به نظرم پرسش بنيادين است :
هايدگر با اشاره به پرسش لايب نيتس كه چرا موجودات به جاي آنكه نباشند هستند ، راه خود را ، كه در درون متافيزيك و ـ به ادعاي خود او ـ به شيوه اي غير متافيزيكي است ، آغاز مي كند . اگر هستي هستنده نيست ، پس چرا پرسش اساسي متافيزيك پرسش از عدم نباشد ؟ چرا ( از نظر متافيزيك ) عدم اصلا در قياس با وجود هيچ به شمار مي آيد نه هستي بخش ؟
در جايي ديگر زماني كه مي خواهد پرسش از عدم را تبيين كند با مثال زيبايي اين پرسش را وضوح مي بخشد با اين مثال كه زماني پرسيده مي شود كه تلخي چيست ؟ مي گوييم ناشيرين يا نا ترش اما هيچگاه نمي گوييم كه خود تلخي چيست ، پس پرسش از عدم هم به اينگونه است يعني مي گوييم كه عدم يعني چيزي كه نيست اما هيچگاه در مورد خود عدم سخن نمي گوييم .
در اين كتاب سعي مي شود که به اين پرسش پاسخي داده شود