زندگي را مي توان از ميان پنجره هاي گوناگون ديد؛ هيچكدام از آنها ضرورتا چشم انداز زندگي را واضح تر يا مات تر نمي كند و هيچكدام، كمتر يا بيشتر از ديگري، تصوير را از ريخت نمي اندازد.
آيزايا برلين (۱۹۴۰)
در اين مصاحبه كه در يادنامه علامه طباطبايي روزنامه شرق چاپ شده شايگان بيشتر در مورد خلقيات علامه گفت و همانطور كه در همان روز مصاحبه و پس از آن در روزي كه به همراه محمد رفته بوديم كه چند نسخه از روزنامه را به او بدهيم اشاره كرد كسي ديگر مثل علامه نديده است با آن رفتارها و سلوك رفتاري . آنچه كه من از او و همين طور از دكتر ديناني در مورد علامه شنيدم اين بود كه علامه در خفا و محافل خصوصي يك فيلسوف بوده و در نگاه رسمي يك فقيه و مفسر قران و شايد بشود گفت علامه به معناي دقيق و حافظي كلمه رند بود .
اما در اين مصاحبه سخناني گفت كه در دوبار بازبيني برخي از آنها را حذف كرد نخستين نكته براي آخرين باري بود كه او علامه را ديده بود و بر مي گشت به ابتداي انقلاب و آن هم نه حضوري بلكه از طريق تلويزيون كه از علامه سوالي در مورد انقلاب و جمهوري اسلامي كرده بودند و علامه هم در جواب گفته بود كه " اميدوارم آبروي اسلام نرود " در همين راستا آقا مهدي هم كه همراه من بود در اين مصاحبه يك خاطره از پسر ايشان نقل كرد كه مويد اين صحبت بود او گفت زماني آفرادي رفته بودند پيش علامه تا صحبتي در تاييد انقلاب بگيرند و گفته بودند كه شما هم اظهار نظري كنيد بالاخره به نام اسلام انقلابي شده است و اينكه دولت اسلاميست و از اين دست سخنان كه علامه سكوت كرده بود و زماني كه گفتند كه در اين انقلاب شهيد داديم علامه سرش را بالا مي گيرد و مي گويد " اين انقلاب يك شهيد بيشتر نداشته و آن اسلام بوده است "
اما نكته دوم مربوط به سوالي ميشد كه در مورد كتاب روش رئاليسم علامه از او پرسيديم او پس از آن جوابي كه داد و صحبت از پاورقي هاي اقاي مطهري شد شايگان گفت آقاي مطهري به هگل كريتيك مي كند ولي تا كسي به خواهد فرهنگ اسلامي را نقد كن سريعا مي گويند شما عربي بلد هستيد و آيا متون اسلامي را خوانده ايد ؟ او مي گفت اگر اينطور هست پس آقايان اسلامي هم بايد اين رابطه را دو طرفه كنند يعني بدون اينكه زبان خارجي به غير از عربي و فارسي را بلد نباشند و مطالب و متون دست اول را نخوانده باشند حق ندارند كه فلسفه و فرهنگ غرب را مورد نقادي قرار دهند .
اين نكاتي بود كه در مصاحبه وجود داشت اما يك رفتاري كه بسيار از آن من لذت بردم و من تا حالا در كسي نديدم اين بود كه وقتي مي خواستيم مصاحبه را شروع كنيم به ما گفت من از فلسفه اسلامي چيزي نمي دانم و تفسير الميزان را نخوانده ام و من فقط مي توانم در مورد شخصيت و علامه و رفتارهاي او صحبت كنم . به نظر من اين فرد بيشتر از اينكه دانسته هايش را مطرح كند ندانسته هايش را گفت و حوزه دانايي خودش را مشخص كرد .
پيش از اين تمام آثار شايگان را به غير از آنهايي كه به فارسي ترجمه نشده و كتاب آيين هندو و عرفان اسلامي را خوانده بودم و كتاب زير آسمانهاي جهان را كه گفت و گوي رامين جهانبگلو با شايگان را نيز خوانده بودم و تا حدودي با خلقيات و تفكراتش اشنا بودم اما واقعا مي گويم او به معناي واقعي كلمه روشنفكر هست يعني جستجوگر حقيقت فراتر از آنكه بخواهد حقيقت در چارچوب تنگ ايدئولوژي و يا دين خاصي جاي دهد . و به گفته جهانبگلو او و حسين نصر تنها روشنفكران ايراني هستند كه جهاني فكر مي كنند.
ساموئل بكت
يك وقتي در يك حالي خدا به من اين جور گفت كه وقتي با من مناجات و دعا داريد، فرياد نكنيد ،
چون من براي شنيدن صداي تو به فرياد تو احتياج ندارم ، اما تو براي شنيدن صداي من به سكوت
احتياج داري.
آگوستين قديس