تبليغاتX
شاهد بازاری - من و دنيای دیگری
در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود - کاین شاهد بازاری وآن پرده نشین باشد

... معضل اصلی بر سر این نيست (يا چنیِن باقي نمی‌ماند) كه من و ديگري در دنياهاي متفاوتي زندگي مي كنيم، و از حقيقت متفاوتي سخن ‌مي‌گوييم. اين نكته در جاي خود اهميت دارد، ولي مساله‌ي بارها مهمتر اين است كه آيا من مي‌توانم جهانِ ديگري را بشناسم يا نه؟ آيا ضابطه‌اي براي شناخت و ارزيابي ديدگاه ديگري دارم؟ آيا مي‌توانم شيوه‌ي انديشيدن، نحوه‌ي معناسازي، كنش‌ها و ارزش‌هايي را كه او پديد و بدان‌ باور مي‌آورد، بشناسم؟ باور يعني اين كه گزاره‌اي يا «اعتباري» را حقيقت بدانم، و خلاف آن را نپذيرم. آيا هيچ امكان دارد كه به شناخت و ارزيابي نقادانه‌ي دنيايي بپردازم كه با‌ آن يكسر بيگانه‌ام؟ آيا مي‌توانم (يا حق دارم) بر اساس باورها و ارزش‌هاي مورد قبول خود، و ر پايه‌ي دنيا و جهان‌بيني‌ام، و آنچه خود حقيقت، خرد، شناخت نظري، علم و منطق مي‌دانم، موردي از موارد زندگي هر روزه يا زندگي فكري و فرهنگي كسي ديگر را رد كنم، يا در جريان پيشرفت آن دخالت موثر كنم؟

 

   كتاب ترديد صفحه 6

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 7:22 بعد از ظهر  توسط شاهدبازاری  |